کانون شاهین
دانلود موزیک ویدیو حمید عسکری , بیو گرافی محسن لرستانی , سريال دختران حوا , جدیدترین لباس نامزدی ساده وشیک , دانلود اهنگ جدید فرزاد فرزین به نام من و تو , عکس های عاشقانه با کیفیت , شعری عاشقانه از حافظ , دانلود اهنگ جدید فاطمه گل , عکس بازیگران فیلم آفتاب مهتاب زمین , عکس ماشین bmw z4

ادعای عجیب: رهبری با انتشار عمومی بیانات خود در مورد "اشتباه بودن ورود به سفارت انگلیس" موافق نیستند!

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب : سایت روزنامه ایران حدود ۹ ماه پس از ورود دانشجویان به سفارت انگلیس در تهران٬ هویت یکی دیگر از مهاجمان را محمدمهدی تهرانی٬ مسئول وقت بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس اعلام کرد که از اعضای تحریریه رجانیوز است.

به نوشته بازتاب ؛ رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با دانشجویان از این رفتار انتقاد کردند و گفتند: «در قضیه اخیر اشغال آن سفارت خبیث، احساسات جوانان درست بود ولی رفتنشان [به داخل سفارتخانه] درست نبود.»

عوامل ورود به سفارت انگلیس در تهران با گذشت بیش از دو هفته از انتقاد رهبری حاضر نشده‌ بودند در این‌باره اظهارنظری کنند.

محمدمهدی تهرانی در گفتگو با سایت «شبکه ایران» گفته که «باز کردن مسئله اشغال سفارت انگلیس به صلاح نیست.»

 

اخبار,اخبار جدید,اخبار جالب

 

وی سپس، در گفتگویی با خود! که در وبلاگ خود منتشر کرده، پاسخ داده: بسیاری از دانشجویان با توجه به نوع مواجهه نیروی انتظامی و شرایطی که ایجاد شده بود گمان می‏کردند ورود به سفارت اساساً هماهنگ شده است.

متن کامل گفتگوی منتشر شده در وبلاگ تهرانی بدین شرح است:

 

شما با وجود اینکه اهل نوشتن و گفتگو هستید، در مورد ماجرای سفارت انگلیس با وجود گذشت 8 ماه از واقعه تسخیر، هیچ صحبتی نکردید. این سکوت دلیل خاصی داشت یا زمینه آن فراهم نشده بود؟

زمینه بود. مثلا اگر اشتباه نکنم همان زمان نشریه پنجره برای شرکت در میزگرد دعوت کرد یا بعضی رسانه‏ها تماس‏هایی گرفتند که آنها را به اعضای شورای متحصنین سفارت ارجاع دادم. هر حرفی را هر جایی نمی‏توان گفت. آنچه گفتنی بود هم دوستان در قالب بیانیه‏ها و کنفرانس خبری گفتند. ناگفته‏ها هم باید باقی می‏ماند.

علت اینکه نمی‏خواستید با شبکه ایران مصاحبه کنید هم همین بود؟

یکی از دلایل همین بود که ترجیح می‏دادم همچنان باب بعضی حرف‏ها باز نشود. شما نگاه کنید نقل قولی که از رهبر انقلاب درباره ماجرای سفارت می‏شود اکنون نه در خبر سایت ایشان موجود است، نه در متن بیانات و نه حتی در فایل صوتی! این نشان می‏دهد که معظم‏ له هم ظاهرا با انتشار عمومی این قسمت از بیانات و حاشیه‏ ساز شدن آن موافق نبوده ‏اند.

یعنی از سایت حذف شده؟

الان موجود نیست. البته مشی رهبری پیش از این هم همین گونه بوده است. شما نگاه کنید در سخنانی که ایشان در ابتدای سال در صحن رضوی داشتند، بعد از اینکه تذکری را در مورد فضای مجازی مطرح کردند، سریعا این عبارت را فرمودند:«حالا این حرف من بهانه‏ ای نشود برای اینکه یک عده‏ای بروند جوانهای انقلابی را به عنوان جوانهای تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه جوانهای غیور کشور را، جوانهای مؤمن انقلابی کشور را فرزندان خودم میدانم و پشت سر آنها قرار می‏گیریم؛ من از جوانان انقلابی و مؤمن و غیور حمایت می‏کنم.»

مشابه همین بیان را هم ایشان قبل از این در قم داشتند.

همین طور است. چون به هر حال برخی زخم خورده جریان انقلابی هستند و دنبال فرصت برای تصفیه حساب با این جریانند. جریان انحرافی از جمله این جریان‏هاست و شبکه ایران هم بعد از سایت‏هایی که توقیف شدند، تنها پایگاه مهم این جریان محسوب می‏شود. به همین جهت حداقل شبکه ایران برای بازگو کردن مسائل سفارت رسانه قابل اعتمادی نبود. آنچه انجام دادند هم شاهدی بود بر همین ذهنیت من. شما نگاه کنید ذیل آن متن گفتگوی چند دقیقه‏ای تلفنی و ذیل گزارش دیگری که تنظیم کردند، هر فحش و ناسزایی که توانستند، گفتند. این هم اوج اخلاق کسانی که تا پیش از این مدعی اخلاق و... بودند.

ضمن اینکه این موضوع صرفا یک موضوع ملی نیست، بلکه موضوعی فراملی است و بیان برخی مسائل از این حیث ممکن است به صلاح نباشد.

و اکنون چرا حاضر شدید مصاحبه کنید؟

به دلیل همان ملاحظه ‏ای که رهبر انقلاب در صحن جامع رضوی هم داشتند. معتقدم اکنون برخی به بهانه سفارت دنبال تصفیه حساب سیاسی هستند. ضمن اینکه معتقدم دوستانم در بسیج دانشجویی و دیگر تشکل‏ها و همچنین برخی بزرگواران که بعد از ماجرای سفارت در مورد تسخیر سخن گفتند نظیر حجت الاسلام و المسلمین رهدار، حاج سعید قاسمی و استاد حسن عباسی و حجت الاسلام و المسلمین رسایی مورد ظلم برخی رسانه ‏ها واقع شده‏اند.

اینجا نمی‏توانم سکوت کنم. این فضا هم فضایی نیست که صرفا مربوط به امروز باشد. بعدها هم دوباره همین فضا برای منکوب کردن جریان انقلابی در مواقعی که این جریان بخواهد ورود پیدا کند، تکرار خواهد شد. یک بار برای همیشه باید کمی بازتر در مورد ماجرای تسخیر صحبت کرد. هم بیانات رهبری رسانه ‏ای شده است و هم باب حرف و حدیث‏هایی که طبعا ادامه پیدا خواهد کرد، باز شده. وقت آن است که بعضی مسائل گفته شود.

چه ظلمی؟ به هر حال فردی مثل آقای رسایی که رسما جلوی سفارت انگلیس حاضر شده بود.

مگر آقای طلایی رسما جلوی درب باغ قلهک حاضر نشده بود؟ مگر بلدوزر شهرداری جلوی باغ قلهک نبود؟! مگر دوستان همین روزنامه ایران و سایت شبکه ایران در جریان تسخیر سفارت حضور نداشتند؟ مگر همین کسانی که آنها را با نام جریان انحرافی می‏شناسیم و نشریه خاتون و همت و... را پیش از این منتشر می‏کردند و چهره‏هایی چون وحید شاکری در سفارت نبودند؟

مگر مثلا آقای لاریجانی، آقای کوثری، آقای زاکانی یا خیلی از چهره‏های سیاسی دیگر درباره سفارت و خروش انقلابی دانشجویان مصاحبه نکردند؟ متن همه این مصاحبه‏ها اکنون موجود است. چرا بیشتر اسم آقای رسایی برجسته می شود؟! تازه آقای رسایی وارد سفارت هم نشد. موضعش نسبت به تسخیر هم مشابه موضع چهره‏هایی چون آقای کوثری بود. به همین دلیل است که می‏گویم برخی دنبال انتقام‏گیری سیاسی به بهانه سفارت هستند.

اگر واقعیت را می‏خواهید فارغ از درستی یا نادرستی تسخیر سفارت باید اذعان کنیم اغلب جریانات سیاسی به نوعی در ماجرای سفارت دخیل بودند. البته برنامه‏ریزی و تصمیم اولیه برای تجمع توسط دانشجویان و مشخصا شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی انجام گرفت. اما در جریان روز 8 آذر و حواشی بعد از آن بسیاری از چهره‏ها و جریانات دخیل شدند.

جالب اینکه بعضی‏ها پیش‏دستی کردند و قبل از تسخیر از ضرورت تسخیر گفتند! آقای شجونی عضو جامعه روحانیت مبارز خیلی قبل‏تر از این با سایت خبری فردا که نزدیک به شهردار تهران است، مصاحبه کرد و از ضرورت تسخیر سفارت انگلیس مثل سفارت آمریکا سخن گفت. پس اولین آدرس غلطی که برخی می‏خواهند نشان بدهند همین است. بگویند فقط همین کسانی که مثلا منتقد دولت یا مدافع فلان جبهه و جریان بوده ‏اند یا... سفارت را تسخیر کردند و اینها خیلی بد هستند!

ولی بعضی از چهره‏ های سیاسی همان زمان ورود به سفارت را نادرست دانستند و نسبت به آن انتقاد کردند.

شورای متحصنین سفارت هم هیچ‏گاه از ورود به سفارت دفاع نکرد. شما تمام بیانیه‏ها و حرف و حدیث‏ها و مصاحبه‏ های آن زمان را مرور کنید. بالای 90 درصد آنها اختصاص به این داشت که تسخیر سفارت حاصل خشم فروخورده مردم و دانشجویان به واسطه خیانت‏های انگلیس و ترور شهدای هسته‏ای کشورمان بوده است. اصلا تجمع جلوی سفارت در سالگرد ترور شهید شهریاری برنامه‏ریزی شده بود و اساسا مسئله ورود به سفارت را نه شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی برنامه‏ریزی کرده بود و نه از آن دفاع کرد.

صحبت‏های چهره‏هایی چون آقای رسایی، زاکانی، لاریجانی، کوثری و... هم با همین مضامین بود. تقریبا موضع واحدی ایجاد شد. فقط برخی بیشتر انتقاد از ورود به سفارت را برجسته کردند و برخی به خاطر در نظر گرفتن مصلحت‏هایی کمتر. کسانی که تجمع را از قبل برنامه‏ ریزی کردند هم دانشجویان بودند نه چهره‏ های سیاسی. مشابه این تجمع هم بارها و بارها تا کنون از سوی دانشجویان برگزار شده بود و هیچ وقت کار به اینجا نکشیده بود.

پس جمع‏بندی این شد که آنچه دانشجویان برای آن برنامه‏ریزی کردند تجمعی مشابه همیشه مقابل سفارت انگلیس بود و این اقدام در سالگرد شهید شهریاری برای اعتراض به خباثت‏های انگلیس اقدامی کاملا به جا و انقلابی بود اما کنترل کار از دست دانشجویان خارج شد. شخصیت‏های زیادی هم به نوعی در این حرکت دانشجویان دخیل شدند و نمی‏توان مسئله را به پتک یا چماقی بر سر یک جریان سیاسی تبدیل کرد.

از اینکه چه کسانی در سفارت بودند و مقصر چه کسی است و اینها بگذریم. البته از بیان شما این را پذیرفتیم که نمی‏توان ماجرای سفارت را تبدیل به چماقی بر سر یک جریان سیاسی کرد.

مهمترین حرفی که من می‏خواستم بگویم هم اتفاقا همین بود.

حالا از اینها که بگذریم خود شما چرا بالای درب سفارت انگلیس رفتید؟ ممکن است دوستان شما در شورای متحصنین بگویند ورود به سفارت را آنها برنامه‏ریزی نکرده بودند. مثل همیشه جلوی سفارت می‏خواستند تجمع برگزار کنند اما این بار به واسطه خشم مردم کار از دست آنها خارج شده بود. شما که عکستان بالای درب سفارت به عکس یک روزنامه شرق تبدیل شد، چه می‏گویید؟!

من اول لازم بود از جمع عظیمی از دوستان در حد توانم رفع اتهام و رفع مظلومیت کنم. البته پاسخ سوال شما را می‏دهم، ناگفته‏ های دیگری هم هست که عرض می‏کنم اما آنچه موجب شد در این فضای پر اتهام مصاحبه کنم این بود که بگویم کسانی که ماجرای تجمع مقابل سفارت را طراحی و برنامه‏ریزی کردند اولا دانشجو بودند.

ثانیا فقط بسیج دانشجویی هم نبود. نمایندگان اتحادیه‏های مختلف دقایقی قبل از تسخیر جلوی سفارت صحبت کردند و اتفاقا سخنرانی‏های پر شور و حرارتی هم داشتند. ثالثا آنچه به عنوان تسخیر رقم خورد نتیجه یک خشم عمومی از ترور دانشمندان هسته‏ای و... بود. برای درک این موضوع هم لازم است شما آن زمان را به خاطر بیاورید و گلایه‏های رهبری از اینکه حتی عکس و پوستر شهدای هسته‏ای نیز درست چاپ نشده را به یاد داشته باشید. این در شرایطی است که انگلیس در وقوع برخی عملیات‏های تروریستی در ایران نقش داشته، در فتنه 88 نقش ایفا کرده، تلویزیون بی‏بی‏سی را برای براندازی در ایران به راه انداخته و... .

شرایط به گونه‏ای بود که از یک سو شورای شهر بر سر باغ قلهک با انگلیس دست به گریبان بود و از سوی دیگر مجلس تازه بحث انگلیس را باز کرده بود. مجموعه مسائل مختلفی به غیر قابل کنترل شدن تجمع یاد شده که مشابه آن صدها بار از سوی تشکل‏های دانشجویی برگزار شده بود، انجامید.

و ورود شما به سفارت؟

علاقه‏ای به مطرح کردن مسائلی که می‏خواهم عرض کنم نداشتم اما چاره‏ای نمی‏بینم. شما به ماجرای سفارت آمریکا مراجعه کنید. از شما می‏پرسم چرا دانشجویان وارد سفارت آمریکا شدند و از دیوارهای سفارت بالا رفتند. جدای از خیانت‏های آمریکا چه مجوزی چنین اختیاری به دانشجویان داد که از دیوارهای سفارت بالا بروند؟ مگر آن موقع جمهوری اسلامی نبود؟ جالب آنکه آنجا شهید بهشتی بعد از تسخیر سفارت آمریکا با لحنی عتاب‏آمیز خطاب به دانشجویان صحبت می‏کند و می‏گوید اگر تا چند ساعت دیگر امام اعلام موضع نکند، من در مقابل شما موضع خواهم گرفت.

یک پاسخ به این سوال این است که حداقل بخشی از دانشجویان فکر می‏کردند تسخیر سفارت آمریکا با حضرت امام(ره) هماهنگ شده بوده. گفته می‏شود موسوی خوئینی‏ها که آن زمان ارتباط نزدیکی با دانشجویان و حضرت امام(ره) داشتند، به نوعی مأمور این مسئله بوده‏اند و دانشجویان گمان می‏کردند موسوی خوئینی‏ها مجوز را از امام کسب کرده است.

من طبعا اینها را نباید بگویم اما شما حتما به خاطر دارید که همین چند سال قبل هم یک بار دانشجویان بسیجی وارد باغ قلهک شدند و با فاصله چند ساعت بیرون آمدند. آن زمان آقای سراج مسئول سازمان بسیج دانشجویی بود. این اقدام دانشجویان هم مورد استقبال همگان قرار گرفت. دانشجویان با وساطت آقای سراج همان ساعات نخست از باغ خارج شدند و ماجرا تمام شد. گفته می‏شد این ورود به باغ نیز اساسا نمی‏توانسته بدون اطلاع رئیس وقت سازمان و هماهنگی قبلی با ایشان صورت پذیرفته باشد.

و سفارت انگلیس؟

واقعیت این است که من به بخش‏هایی از بیانیه‏های دوستانم در خصوص تسخیر سفارت انگلیس اساساً اعتقادی ندارم. نه تنها من که برخی دوستان دیگر هم بر همین باور هستند و فکر می‏کنم دوستانم به جهت مراعات مصالحی آن بندها را ذکر کردند. در بیانیه‏ها شما می‏خوانید که نیروی انتظامی با تجمع دانشجویان مقابله جدی داشته است؛ در حالی که حداقل در ماجرای سفارت که حقیر در آن حضور داشتم نیروی انتظامی به هیچ وجه مشابه تجمعات گذشته در برابر دانشجویان مقاومت نکرد.(بعضی دانشجویان هم باغ قلهک رفته بودند) من فکر می‏کنم دوستانم برای اینکه مبادا ماجرای سفارت به حکومت نسبت داده شود تصریح چندین باره به مسئله نیروی انتظامی در بیانیه‏ها داشته‏اند اما اکنون که موضع صریح رهبری نیز درخصوص تسخیر مشخص است، نیازی به این مصلحت‏اندیشی نیست.

واقعیت این است که بسیاری از دانشجویان با توجه به نوع مواجهه نیروی انتظامی و شرایطی که ایجاد شده بود گمان می‏کردند ورود به سفارت اساساً هماهنگ شده است.

من شاید نفرم سی‏ام یا چهلم بودم که از بالای در وارد سفارت شدم بدون اینکه کوچکترین زخم یا جراحتی بردارم. قبل از من تعداد سی، چهل نفر وارد شده بودند و اتفاقا همان‏ها که قبلا وارد شده بودند عکس ملکه را دست من دادند. من در تجمعات قبل از این اساساً با نیروی انتظامی کوچکترین درگیری هم پیدا نمی‏کردم. شما به فیلمی که از آن روز روی اینترنت هم موجود است، مراجعه کنید. برای دقایقی متمادی بالای درب سفارت هستم بدون اینکه کسی کاری داشته باشد! مجموع فضای آن روز جلوی درب سفارت با توجه به برخوردهای قبلی نیروی انتظامی جلوی درب سفارت‏ها برای ما این تلقی را ایجاد کرده بود که قصه هماهنگ شده است و ما اساساً انتظار اینکه شورای عالی امنیت ملی مسئله تسخیر را نپذیرفته باشد، نداشتیم. جالب اینکه مطابق نقل قول‏هایی که بعداً شنیده شد برخی در دستگاه‏های مختلف هم گمان می‏کردند قصه هماهنگ شده است. برای این گمان هم استدلال‏هایی وجود داشت. خاطرم هست وقتی مسئول کنونی سازمان بسیج دانشجویی وارد سفارت شد تا تلاش کند فضا را کنترل کند، به خود من گفت اینجا چه می‏کنی، من جا خوردم! یعنی چه اینجا چه می‏کنی؟ مگر قرار نبوده وارد سفارت شویم؟!

بگذارید یک کد دیگر به شما بدهم. شما می‏دانید تجمع از عصر آغاز شد و تا ساعاتی بعد از غروب آفتاب ادامه داشت. در این فاصله درهای سفارت چندین بار باز شد و چندین هزار نفر وارد سفارت شدند.

سوال من این است که بالفرض نیروی انتظامی توان کنترل جمعیت نخست را نداشته است. در مورد چندین هزار نفر بعدی و چندین باری که درب سفارت با فاصله زمانی نسبت به ورود قبلی دانشجویان باز شد، چه توجیهی می‏توان داشت؟ چگونه این همه جمعیت وارد شد بدون آنکه نیروی انتظامی با فراخواندن نیروهای کمکی مانع آنها شود؟! چرا دانشجویان در تجمعات گذشته با وجود تمام تلاشی که می‏کردند نمی‏توانستند حتی به صف دوم یا سوم نیروی انتظامی برسند اما این سری به راحتی وارد سفارت شدند؟! اینها چیزهایی است که دوستان ما نگفتند و ترجیح دادند در مظلومیت بمانند.

شما اگر ماجرای سفارت آمریکا را به عنوان یک اسطوره و یک چراغ سبز که همیشه مورد تجلیل قرار گرفته در ذهن داشته باشد، در جریان ورود دانشجویان به باغ قلهک در چند سال پیش باشید و بعد جلوی سفارت انگلیس آن بی تفاوتی یا حداقل مماشات نیروی انتظامی را ببینید چه دلیلی دارد که این قصه را هم به قصه های قبلی الصاق نکنید؟ شما می دانید ورود چندین هزار نفر به سفارت یعنی چه؟ بعضی از بچه ها حتی به خاطر سردی هوا با خود بقچه و گونی های بزرگ پتو داخل سفارت آورده بودند! دست همدیگر را گرفته بودند و راحت وارد سفارت شده بودند. اینها که در سری های بعدی وارد شدند اصلا با هیچ ممانعتی از سوی نیروی انتظامی مواجه نبودند.

شما نیروی انتظامی را متهم می‏دانید؟ اساساً در مورد اینکه چه شد دانشجویان وارد سفارت شدند و این مسائل رخ داد بعد از تسخیر بین خود شما بحثی نشد؟

من نمی‏توانم نیروی انتظامی را متهم کنم. اگر چه برای شخص من آن حضورِ نیروی انتظامی هنوز هم مورد سوال است. اما اینکه بخواهم آنها را متهم کنم که با برنامه‏ریزی قبلی از مواجهه جدی با دانشجویان امتناع کرده بودند، نمی‏توانم. اما این جالب است که هیچ مقام مسئولی در نیروی انتظامی حداقل علنا به خاطر سفارت حتی مورد سوال یا تذکر هم قرار نگرفت!

بعد از ماجرای سفارت هم همان طور که می‏دانید حرف و حدیث‎‏های زیادی ایجاد شد. منتقدین جریان انحرافی ماجرای سفارت را گردن جریان انحرافی می‏انداختند الان هم که سایت جریان انحرافی ماجرای سفارت را گردن منتقدان دولت می‏اندازد و... .

آن زمان یک فرض دیگر هم مطرح بود که من نسبت به آن هم نمی‏توانم اظهار نظر قطعی داشته باشم و آن با توجه به حضور آقای طلایی و خصوصا بلدوزر شهرداری بود که می‏توانست ماجرای تسخیر را به دعواهای گذشته شهرداری بر سر باغ قلهک پیوند دهد و بهره‏برداری‏های بعدی را ممکن سازد. این فرضیه در یکی از جلسات مورد سوال یکی از حاضرین قرار گرفت و برخی دوستان مقابل این فرضیه صحبت کردند. من در اینجا قصد اظهار نظر خاصی در این خصوص ندارم اما معتقدم به جای اینکه این جریان، ماجرای سفارت را گردن آن جریان بیاندازد و بالعکس، خوب است که واقعیت‏ها را بپذیریم و تلاش کنیم مسیر فعالیت‏های آینده‏مان را مطابق نظر رهبری با دقتی دو چندان پی بگیریم.

جریان انحرافی می‏گوید تسخیر سفارت برنامه‏ریزی شده بوده و قرار بوده به واسطه تسخیر اسنادی جعلی علیه دولت مثلا از درون سفارت خارج شود و بعد هم توسط دانشجویان منتشر شود تا دولت زمین بخورد. نظر شما درباره این فرضیه چیست؟

من به همان نسبت که فرضیه مقابل این یعنی فرضیه‏ای که می‏گوید جریان انحرافی برای تسخیر برنامه‏ریزی کرده بود را غیرواقعی و ساختگی می‏دانم، به این فرضیه هم نمی‏توانم اعتنا کنم. شما فضای بعد از تسخیر سفارت را مشاهده کنید. اگر این قدر ماجرا برنامه‏ریزی شده بود، طبیعتا می‏بایست برای بعد از تسخیر هم برنامه‏ریزی لازم می‏شد. در حالی که شرایط بعد از تسخیر چه در حوزه رسانه‏ای و چه در سایر حوزه‏ها، چه در بخش داخلی و چه خارجی نشان از این داشت که همه دست به دست هم داده بودند تا بی‏برنامه‏ترین حالت برای بعد از تسخیر رخ بدهد. کسانی که ادعاهای این چنینی دارند باید سند ارائه بدهند. صرف تحلیل‏های ذهنی نمی‏تواند راهگشا باشد. چگونه می‏شود جریانی در درون حاکمیت این قدر برنامه‏ریزی کرده باشد که اسنادی جعلی را علیه دولت بعد از تسخیر منتشر کند اما به شرایط بعد از تسخیر هیچ فکری نکرده باشد. من به عنوان یک دانشجو نمی‏توانم این فرضیات را بپذیرم. معتقدم اینها حرف‏های سیاسی است.

با این همه چرا بعد از نهی رهبری دانشجویان عذرخواهی نکردند؟

عرض کردم. دانشجویان قبل از نهی رهبری و همان روزهای بعد از تسخیر اعلام موضع صریح کردند و گفتند ورود به سفارت برنامه‏ ریزی نشده بوده و... . این دوستان اکنون هم همه کلام رهبر انقلاب را فصل الخطاب می‏دانند. ضمن اینکه رهبر انقلاب فقط ماجرای سفارت انگلیس را مورد اشاره قرار ندادند. ایشان مفصلا در خصوص تحصن دانشجویان در فرودگاه و تلاششان برای رفتن به غزه صحبت کردند یا در مورد تجمعاتی نظیر تجمع مقابل سفارت بحرین و... سخن گفتند. نقطه نظر رهبر انقلاب شامل همه این حرکت‏ها می‏شد و همه دانشجویان را هم در بر می‏گرفت. چون در این جریانات همه تشکل‏های دانشجویی نقش‏ آفرین بودند. منتهی به همان دلیل که خدمتتان عرض کردم برخی تنها نظر رهبر انقلاب درباره سفارت را شنیده ‏اند و بعد چیزهایی به ایشان نسبت می‏دهند که نفرموده ‏اند. مثلا کجا رهبر انقلاب فرمودند تسخیر سفارت بازی در زمین انگلیس بود و... من فکر می‏کنم همه ما باید تلاش کنم ضمن مراعات تقوای سیاسی فرمایشات رهبری را بدون جا‏به‏ جا کردن یک واو تحلیل کنیم و مطابق آن عمل کنیم.

فکر نمی‏کنید اکنون فضا برای انقلابی‏گری و اساساً جنبش دانشجویی کمی تنگ شده باشد.

شما عبارت‏های تجلیل‏ آمیز رهبری از روحیه انقلابی دانشجویان را مثلا در همین دیدار ببینید. ایشان ضمن اشاره به ماجرای تحصن فرودگاه تصریح می‏کنند:«این احساسات، احساسات مقدس و پاکى است. امثال من که یک کنار نشستیم و داریم نگاه می‏کنیم، آدم می‏خواهد جانش را فداى یک چنین احساساتى بکند؛ این واقعاً ارزش دارد. اینکه امام فرمودند من دست و بازوى بسیجى‌ها را می‏بوسم، جایش همین جاست. آدم وقتى مى‌بیند که یک جوانى اینجا توى خانه، در گرماى تابستان کولر و یخچال دارد، در سرماى زمستان وسیله‌ى گرمائى دارد، دانشگاه می‏رود، درس می‏خواهد، موفقیت دارد، بعد یکهو مسئله‌ى غزه میخواهد او را به حالت انفجار برساند، می‏گوید میخواهم بروم آنجا؛ خب، این احساس، احساس باارزشى است.»

ببینید! دیکته‏ ای که نوشته نشده غلط ندارد! دانشجویان هم ممکن است در مسیر آرمان‏خواهی در مواقعی خطایی کرده باشند، اما این به هیچ وجه نباید به دلسردی یا کنار گذاشتن آن خروش انقلابی بیانجامد. اکنون تاریخ در برهه حساسی به سر می‏برد.

آرایش جهانی در حال تغییر است. در شرایط داخلی نیز نیازمند پیشبرد اهداف آرمانی و انقلابی و پایداری بر روی اصول هستیم. باید مراقب جریانات ارتجاعی که می‏خواهند ما را به قبل از سوم تیر بازگردانند و کسانی که می‏خواهند خط را عوض کنند باشیم. این مسیر البته سختی دارد؛ البته احتمال خطا هست؛ اما مسیری نیست که بخواهیم رهایش کنیم. ولایتمداری هم آنجا ثابت نمی‏شود که نظر رهبری مطابق نظر ما باشد، ولایتمداری آنجاست که آقای رئیس‏ جمهور نظری مخالف رهبری داشته باشد اما نامه رهبری را روی زمین نگذارد. در مورد سفارت که اغلب دوستان ما معتقد بودند ورود به سفارت درست نبود. حالا ممکن است این فضاسازی‏ها کمی دوستان را دلسرد کند که باید هوشیار بود.

اگر یک جمله بخواهید به خبرنگاران شبکه ایران بگویید، چه می‏گویید؟

نظر آنها و آقای جوانفکر را درباره واژه‏های کابوهاگنگ‏های‏امریکایی، بیفکر، بیمغز، نابخرد، دیوانه، کله شق و همچنین واژه‏هایی چون خدا، پیغمبر، قبر و قیامت می‏پرسم!/انتخاب

 

 


نوشته شده در تاريخ 2015-04-17 توسط kanonshahin
رپورتاژ
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
جدیدترین تجهیزات تالار
دوربین مداربسته
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
طرز تهیه روغن خراطین
معرفی دینگ و ذکر تفاوت‌ها
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
انجام پایان نامه مدیریت
نمایندگی برندها در ایران
روش انتخاب اسباب بازی مناسب کودکان
سامانه جامع مشاغل شهرری

لینک های مفید
آموزش مجازی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ